محمد مفيد مستوفى بافقى

487

جامع مفيدى ( فارسى )

يزدآباد اصفهان به احداث مسجدى جديد موفق گشت و طوطى قلم خجسته رقم آن جامع كمال به نظم اين رباعى گويا گرديد ، رباعى : چون گشت به يمن شحنهء ارض نجف * اين تازه بنا تمام از روى شعف از عرش مجيد اين ندا نازل شد * يابد ز نماز صاحب الامر شرف . غفران‌پناه امجد خواجه پير احمد از بزرگزادگان و اشراف و اعيان مفازه « 1 » و جندق بود و در علم استيفا و سياق بىنظير آفاق بود . مدتى به سرانجام اعمال بزرگ و وزارت نواب بلقيس الزمانى صفيه سلطان بيگم مشهور به شاهزاده خانم صبيهء شاه اسمعيل ثانى اشتغال داشت و در آن مهم پايهء قدر و منزلتش از امثال و اقران درگذشت و به سبب عنايت آن ملكهء جهان مالك عقار [ 348 ب ] و ضياع بىشمار شده رايت بىمثلى مىافراخت و آن جناب را دو خلف سعادتمند بود : خواجه محمد سعيد و خواجه عبد الحى و هردو در كمال اعتبار و حرمت زندگانى به پايان رسانيدند و اكنون اولاد امجاد ايشان در غايت رفاه حال و نهايت عزت در خطهء بهشت منزلهء يزد روزگار مىگذرانند . منظور انظار حضرت ربانى خواجه محمد على يزدى و اولاد امجاد آن غفران‌پناهى آن‌جناب در امر تجارت به غايت ماهر بود . از حسن طالع بعد از ترددات و تعب اسفار روم و هند صاحب مال و اسباب حشمت گشته املاك و رقبات لا تعد و لا تحصى دريد تصرفش قرار گرفت و اجراى قنات علياباد از طرف ولايت ميبد كرده آب آن را بقصبهء طيبهء اردكان برده در خانه‌ها و باغات اهالى و اشراف و رعايا جارى ساخت و نهال اميد ساكنان آنجا را سرسبز و سيراب نمود و نيز همت به جارى نمودن قنات محمودآباد ميبد [ 349 الف ] و احداث قريهء مزبوره گماشته باغات بهشت بنياد و عمارات عالى اساس طرح انداخته در اندك زمان چنان آباد نمود كه رشك‌فرماى جنان و

--> ( 1 ) - اصل : مفاضه